بچه هههههههههها من دوباره با مامان و بابام رفتم شمال! (آذر 92)

اینجا ساحل نوشهره ، وقتی رسیدیم کنار ساحل اونقدر ذوق زده بودی که مدام میگفتی : باب باب... ( جدیدا به آب میگی باب)


از دیدن شبنم ها کلی هیجان زده شدی .... هوا واقعا عالی بود جای همتون خالی...

راستی از شیطونیات بگم که تا ازت غافل می شدیم میرفتی تو کمد دیواری ویلا و وسایلت رو اونجا قایم میکردی! خلاصه که وروجکی شدی واسه خودت...........
برای دیدن بقیه عکسهای شمال تشریف بیارید ادامه مطلب و ببینیدمرسی.





ممنون که به وبلاگم سر میزنید دوستتون دارم......
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بچه هههههههههها من دوباره با مامان و بابام رفتم شمال! (آذر 92)
